محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى
648
مخزن الأدوية ( ط . ج )
از كبير و در اسد و سنبله گل مىكند و تا ميزان مىماند و از برگ گل آن عرق مىكشند مانند عرق گلهاى ديگر و آن عرق خوشبو فى الجمله شبيه به بوى بيدمشك مىباشد در اول وهله تندتر و اندك با حدت خصوص مكرر آن و عطر آن نيز بسيار خوشبو و لذيذ مىباشد و چون دهنيت چندان ندارد با براده صندل و يا با عطر صندل ضم مىنمايند كه برگ آن را با براده صندل عرق مىكشند و عطر آن را از روى عرق بعد از سرد شدن مىگيرند و باز آن عطر را در ته قابله و مشربه مىريزند و بر آن عرق گل تازه مىكشند و عطر آن را از روى عرق برمىدارند و همچنين هر چند زيادتر تكرار نمايند خوشبوتر مىگردد و يا آنكه اولًا عطر صندل را در ته قابله مىريزند و بر آن عرق گل كاذى مىكشند و عطر آن را برمىدارند و به دستور تكرار عمل مىنمايند و شراب برگ گل آن كه در آب جوش مىدهند و ماليده آب آن را با قند به قوام مىآورند نيز خوشبو مىباشد و شراب آب بيخ و تنه تازه آن و يا خشك نيمكوفته در آب خيسانيده آن را با شكر و يا قند به قوام مىآورند و آن را ثمرى مىباشد شبيه به انناس در شكل و ظاهر آن صيقلى و باطن آن خشبى و غير مأكول و اين ثمر بيشتر در كاديهاى حوالى اديسه و سواحل دكهن به هم مىرسد . طبيعت آن : در آخر دويّم گرم و خشك و بعضى معتدل مايل به حرارت و يبوست دانستهاند . افعال و خواص آن : مفرح و مقوى دماغ و دل و ساير حواس و اعضا و رافع خفقان و اعيا و ماشرا و جدرى و حصبه و بثور و جرب و حكه و مسكن دردهاى صعب و جذام را نيز نافع گفتهاند و عرق و شربت آن جهت امراض مذكوره بهترين دوايى است و اهل هند را عقيده آنست كه در موسم آبله هر كه آبله برنياورده باشد چند روز متوالى عرق و يا شربت آن را و يا هر دو را با هم بياشامند آبله برنياورد و اگر برآورد چند دانه تا به هشت نه دانه و شايد اين مبالغه باشد و ليكن مخفف عوارض آنست خصوصاً كه با عرق نيلوفر و خبّه سنگشو نموده بنوشند و در ايام ظهور آبله نيز موثر است و رب آن نيز جهت امراض مذكوره نافع و دهن آن مقوى حواس و مفرح و سرور آورنده و مانع اعيا و رافع خفقان و مستحكم كننده اعضا شرباً و شمّاً و تمريخاً كه شكوفه آن را قبل از آنكه خوب شكفته گردد در روغن كنجد اندازند و تا چهل روز در آفتاب گذارند و در بين اگر دو سه مرتبه شكوفه آن را تبديل نمايند مانند روغن گل و بابونه اقوى مىگردد و ذرور آن در گوش اطفال مسكن درد آن و التيام دهنده قروح و مجفف رطوبات مستخرج از آن و در فرج باعث نرمى و خشكى و تنگى آن . ذرور خاكستر چوب سوخته آن جهت التيام جراحات مجرب . دانه آن مقوى دل و جگر . بدل آن : صندل سرخ و به وزن آن چوب بقم گفتهاند و رب و شراب آن به انحاى عرق و عطر آن در قرابادين كبير ذكر يافت . صاحب اختيارات بديعى نوشته كه در گرمسيرات شيراز درخت كدر بسيار است و آن را گل كبدى نامند . بوى بسيار خوش دارد تا به حدى كه جامهاى كه بوى آن بگيرد و تا ريزيده گردد بوى از آن زايل نشود و الله اعلم شايد او را شبه شده باشد . كاشم به فتح كاف و الف و كسر شين معجمه و ميم لغت عربى است و گفتهاند لغت فارسى است و به يونانى قناليون و ليفستيقون ساسالى و ليفطيغون و به سريانى نيلى قثيا و به رومى كملاون و گفتهاند انجدان رومى است و تخم آن را به فارسى گل پر نامند و گفتهاند به زعم بعضى متأخرين نوع رابع سيساليوس است كه به يونانى طروبين نامند . ماهيت آن : تفليسى گفته نباتى است زرد رنگ شبيه به انجدان و ابن بيطار و بغدادى گفتهاند كاشم رومى نباتى است ثمنشى كوچك ساق آن باريك شبيه به ساق شبت و پرگره و برگ آن مانند برگ اكليل الملك و نرمتر از آن و خوشبو و برگهاى اعلاى ساق آن باريكتر و پرشكافتر از برگهاى زيرين و آخر ساق آن چتردار و ثمر آن سياه مصمت اندك طولانى از رازيانه باليدهتر و تند طعم و با عطريت و بيخ آن شبيه به بيخ انجدان و خوشبو و مستعمل تخم و بيخ آنست و خوشبوترين و تندترين ساير اجزاى آن و بهترين آن تازه تند طعم خوشبوى آنست و قوّت آن تا سه سال مىماند . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك . افعال و خواص آن : مفتح سده جگر و محلل رياح و منضج خلط خام . * اعضاء الصدر * جهت سرفه بارد رطب و ربو و عسر نفس . * اعضاء الغذاء و النفض * مقوى معده و هاضم غذا و محلل نفخ و كاسر رياح و مسهل اقسام كرم معده و امعا و حب القرع و مخرج آن و رافع رطوبت معده و اوجاع بارده رطبه و قراقر و رافع سده كبد و استسقا و محلل خون منجمد در معده و مثانه و مدر بول و حيض و مخرج جنين و معين بر حمل . * السموم * ترياق سموم بارده و لسع هوام سمى بارد . * امراض العصب و المفاصل * طلاى آن جهت فالج و اوجاع ظهر و عرق النساء و ساير امراض بارده رطبه . مقدار شربت آن : يك درهم و در استسقا دو درم با آب گرم و اهل روم به جاى قرنفل داخل اطعمه مىكنند و بسيار ملطف لحوم است خصوصاً لحوم طيور آبى و ليكن بايد كه مرق لحم آن را گرماگرم نياشامند كه بخار آن باعث صداع دماغ حار است بلكه بعد از آن كه بخار آن زايل شده باشد .